استاد شیخ حسین انصاریان در واکنش به پست نغمه ساز عقیق:
مجموعه نوارکاست| قسمت اول
عقیق: گاهی برخی تصور میکنند بزرگان دین در زندگی شخصی خود هیچ سختی و تنگنایی نداشتهاند، اما مرور خاطرات آنها نشان میدهد که آنها نیز در کوران مشکلات، تنها پناهگاهشان توسل به اهلبیت (ع) بوده است؛ گرهگشاییهایی که درسهای بزرگی برای ما دارد. در ادامه، روایت شنیدنی به بیان حجتالاسلام والمسلمین مسعود عالی از آیتالله مرعشی نجفی تقدیم میگردد.
خدا رحمت کند آیتالله مرعشی نجفی را. ایشان نقل میکردند: «در دورانی که از نظر مالی در مضیقه بودم، حتی برای تهیه جهیزیه دخترم نیز با مشکل مواجه شدم؛ به قدری که تا آخر عمر هم استطاعت مالی برای حج واجب را پیدا نکردم.
یک روز که از این وضعیت سخت به تنگ آمده بودم، به حرم مطهر حضرت معصومه (س) مشرف شدم و با دلی شکسته گله کردم. عرض کردم: بیبیجان! شما هم به فکر ما نیستید؟ همین یک جمله را گفتم و به خانه بازگشتم.
مدتی نگذشت که در عالم رویا دیدم عدهای از سوی حرم حضرت معصومه (س) به درب خانه ما آمدند. چهرههایی نورانی داشتند؛ فرستادگانی مانند فرشته که به من گفتند: «سریع خودتان را به حرم برسانید که خانم شما را خواستهاند.»
سریع لباس پوشیدم و به سمت حرم حرکت کردم. وقتی رسیدم، دیدم فضای حرم را آب و جارو میکنند. لحظاتی بعد، حضرت فاطمه معصومه (س) تشریف آوردند. ایشان با عطوفتی مادرانه فرمودند: «سید شهابالدین! ما کِی به فکر شما نبودهایم؟»
آیتالله مرعشی نجفی میفرمود: «من پیش از آن چند بار مادرم حضرت زهرا (س) را در خواب دیده بودم. در آن لحظه، حضرت معصومه (س) به طرز عجیبی شبیه مادر بزرگوارم بودند.»
ایشان میگفتند که بعد از آن خواب، گشایشی در کارم حاصل شد، خیری به من رسید و به برکت آن عنایت، مشکل جهیزیه دخترم نیز به بهترین شکل فراهم گردید.
منبع:حوزه
محمد غلوم مداح بحرینی در گفت و گو با عقیق:
عباس موزون در گفتگو با عقیق:
بخش اول گفت و گوی عقیق با استاد حسین انصاریان: